تبليغاتX
. - دیده در آینه ی صبح تو را میبیند..."حمید مصدق"


برای او که می فهمدم (بخاطر همه ی خوبی هایش):

 

جهان را غرق در خود کن

تمام واژه ها "تو" کن

به من بسپار گفتن را

 

جهان را گوش آکنده

ز آواز ِ حزین خود

ز شور نغمه ی مهر و

سرود آشنائی کن

شنفتن، گوش کردن را

و لذت بردن از این حزن شور انگیز

مهر انگیز

را بر من

سپار و عزم رفتن کن

به یک تنهائی مبهم

به کنج انزوای من

 

تو بیدادی

تو فریادی

حضور لحظه ای نابی

تو معنائی برای مهربانی ها

تو مفهومی برای خوب بودن ها

صداقت ها

درستی ها

تو از هر واژه بالاتر

و از هر معنی و مفهوم والاتر

 

جهانم غرق در خود کن

صدایم کن

صدایم کن

 

مرا تسخیر یک آزادی مطلق

مرا تسلیم ماندن

زندگی کردن

مرا مسخ رهائی کن

صدایم کن

صدایم کن

 

تولدت مبارک!

میم. قاف-بیست و ششم مرداد ماه هشتاد و هشت

 

+ مرواريد قادري